پیاده رو
پیاده رو  شرح حال من نیست ٬ نوشته های من است.
خرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
آرشیو
نوشته ام

مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 24 آذر ماه سال 1384
حرف زدن..

 

با یک دوست چشم سبز با موهای طلایی می شود هر ساعتی توی یک استار باکس نشست و کلی حرف زد.

 با یک دوست خبرنگار با مقنعه سرمه ای می شود ساعتها توی زیرزمین تاتر شهر نشست و حرف زد.

با یک دوست خیلی بزرگ با موهای فرفری می شود توی یک کافه ساحلی در کنار اقیانوس نشست و پشت عینک گریه کرد.

با یک دوست ایرلندی با چشمهای آبی می شود در یک رستوران که بوی ماندگی می دهد با اشاره دست و پا کلی حرف زد.

حرف زدن خیلی خوبه..این کشف من نیست.. هورا نکشید...

 الان که همه این ها نیست .. می نشینم جلوی آینه و حرف می زنم... و می خندم.. و گریه می کنم.. و درد و دل می کنم.. و می رقصم . دوست چشم سبز سفت بغلم می کند . دوست خبرنگار گریه می کند. دوست بزرگ با من می رقصد و دوست ایرلندی سکوت می کند. 

 الان وسط این همه اضطراب و شک و دودلی حال دنبال دوست تازه گشتن ندارم. خیلی مضطربم . مثل شب کنکور. خوابم نمی برد. هزار بار می روم دستشویی و بعد از نشستن فکر می کنم . برای چه آمده ام. دستشویی را می گویم. آمریکا را که می دانم. تا دوماه پیش نمی دانستم. الان می دانم. دیگر نمی خواهم عادت کنم. چون عادت نمی کنم. ولی دلیل حضورم را پیدا کرده ام. وقتی همه حضورت به یک دلیل بند است. اگر آن دلیل نشود. اگر نتوانم به دلیلم برسم. باید بروم دستشویی.  


تعداد بازدیدکنندگان : 75332


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Web Blog Pinging Service

من که نفهمیدم این بلاگ اسکای  چرا جا برای ایمیل آدرس ندارد..
ولی به هر حال آدرس ایمیل من است  :  
                          piaderou@gmail.com