پیاده رو
پیاده رو  شرح حال من نیست ٬ نوشته های من است.
خرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
آرشیو
نوشته ام

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1384
زخمهای روحی

" در زندگی زخمهای هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد "

سر دو سه تا از زخمهام باز شده است. یکی را خودم باز کردم . مرتب هم انگولکش می کنم. یکی را او باز کرده. مرتب هم انگولکش می کند. یکی هم است که قدرتی خدا هفته به هفت روز سرش باز است.  زخمها بو می دهند. قدیمی هستند. درمان ندارند. درد می کنند.

سعی می کنم لبخند بزنم. این زخمها بوده اند. چند سالی هست که هستند. حضورشان ولی عادی نمی شود. به اندازه روز اول درد می کنند. خیلی درد می کنند. ولی چون بیمه ندارم به زخمهایم لبخند می زنم . دوا گلی. مرلو .تف می زنم. فقط یک چیز را نمی فهمم. من چرا خودم را زخمی می کنم! ؟  


تعداد بازدیدکنندگان : 72134


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Web Blog Pinging Service

من که نفهمیدم این بلاگ اسکای  چرا جا برای ایمیل آدرس ندارد..
ولی به هر حال آدرس ایمیل من است  :  
                          piaderou@gmail.com