جایی -در وبلاگی -خوانده بودم... که مردهایی که تحصیلات کمتری از همسرانشان دارند خیلی کم هستند. امروز هم در مجله ای خواندم.. که در بیش ۸۰ درصد ازدواجهای ثبت شده در چند کشور توسعه یافته جهان میانگین سن شوهر از زن بالاتر است !! نسلهای قبل از من مساله سن را اینگونه حلاجی کرده اند که : - زن.. بعد زایمان زود سنش جا می افته... اگه از مرد بزرگتر باشه که ... دیگه جای مادرش دیده می شه... قانع شدید؟
تابستان ایران که بودم دوستی را دیدم که زنش دو سه سالی بزرگتر بود ازش... بچه هم داشتند... و زنش هیچ بزرگتر از او نشان نمی داد... لابد ورزش می کرد.. لابد... درست لباس می پوشید.. ولی مشکل داشتند... این را از لحن مرد می فهمیدی... - دلم می خواهد تنها باشم... می فهمید؟ مرد کودک تر از زنش بود... نه سه سال.. بیشتر.. خیلی بیشتر.. مرد می خواست کلی مهمانی برود.. مرد می خواست بیشتر از زنش بفهمد.. مرد می خواست تنها باشد
او می خواهد دکترا بگیرد.. من یک لیسانس دارم... من چهار سال از او کوچکترم .. من اگر ماتحتم روی صندلی بند شود می توانم چهار سال دیگر دانشجوی دکترا باشم... من خیلی کتاب می خوانم.... او کلی تقدیر نامه دارد .. من تاتر هم زیاد می روم...من سازهم می زنم.. او ریاضیش خیلی خوب است ...من حرف هم خوب می زنم. ... او کم حرف می زند... او ریاضیش خوب است ( این جمله را عمدا دوبار نوشتم).. اوبا من را ازدواج کرد... چرا؟
از دوستی که بقول خودش دنبال زن ( یعنی همسر) می گشت پرسیدم... چرا با کسی از همکلاسیهایت ازدواج نمی کنی... گفت : - اوه اوه.. دختر دانشجوی دکترا آنهم ایرانی من را زنده زنده می خورد!
از چه می ترسند.. همکار کانادایی من می گفت : - من بعد از متارکه با زن اولم با یک دختر فیلیپینی دوست شدم که بعدا برام مزاحمت ایجاد نکنه.. که معنی زن را بفهمم.. ولی حالا او از من بیشتر حقوق می گیرد... او دارد کالج می رود... فکر نمی کنم با او ازدواج کنم.. حوصله دردسر دوباره ندارم
بحث مسخره ای است... ولی چرا باید همیشه -یا اکثر اوقات - او بزرگتر باشد.. او بیشتر سواد داشته باشد.. او بیشتر پیراهن پاره کرده باشد... شاید مشکل از من و خیلی های مثل من است.. شاید ما داشته هایمان را ناجور به رخ می کشیم.. شاید هم مشکل از اوست.. که می خواهد فرمانروایی کند.. من نمی فهم...؟؟؟
|